تبليغاتX
زمزمه های من
اجتماعی

8 سپتامبر ( برابر 17 شهریور خورشیدی) از طرف یونسکو(سازمان علمی، فرهنگی، آموزشی ملل متحد) به عنوان" روز بین المللی باسوادی"[i] نامگذاری شده است.از سال 1965 تا کنون هر ساله در این روز مراسمی در پاریس (مقر یونسکو ) برگزار می شود و طی آن افراد برجسته ، دولتها ، کارگزاریهای دولتی و یا سازمانهای غیر دولتی که در امر سوادآموزی بزرگسالان فعالیت شایان داشته اند مورد تقدیر جامعه بین المللی قرار گرفته و بدانها پاداش داده می شود. دو جایزه ای که یونسکو برای باسوادی می دهد بدین قرارند: "جایزه پادشاه سه جونگ برای باسوادی"[ii] و "جایزه کنفسیوس برای باسوادی"[iii].

"سه جونگ" پادشاه بزرگ کره ای و مخترع الفبای "هانگول" بود که برای تکریم شخصیتش نامش را بر این جایزه نهاده اند. این جایزه به عنوان پاداشی برای افراد برجسته، دولتها، کارگزاریهای دولتی و سازمانهای غیر دولتی که در زمینه سوادآموزی در کشورهای در حال توسعه همکاری می کنند، با حمایت واز طرف دولت جمهوری کره در سال 1989 در یونسکوبنا نهاده شد.

جایزه دوم به منظور احترام و بزرگداشت دانشمند و عالم چینی ، کنفسیوس، به نام او توسط دولت جمهوری دموکراتیک خلق چین در سال 2005 بنا نهاده شد.این جایزه ، پاداشی است برای قدردانی از تلاشهایی که در زمینه سوادآموزی بزرگسالان و جوا نان از تحصیل بازمانده روستایی بخصوص زنان و دختران نتیجه بخش و موثر بوده است.

جایزه باسوادی پادشاه سه جونگ یونسکو در سال 2009 به یک سازمان غیر دولتی به نام" تین توا "[iv]از بورکینافاسو اهدا شد."تین توا" در یکی از گویشهای محلی بورکینافاسو" اجازه بدهید به پیشرفت خودمان کمک کنیم" معنی میدهد.شعار این سازمان" بزرگ ببینید ولی کوچک شروع کنید" می باشد.

دومین جایزه پادشاه سه جونگ به یک روزنامه هندی به نام "خبر لاهاریا"[v] اهدا شد. این روزنامه را زنان فقیر روستایی کم سواد متعلق به کاست پایین جامعه هند به زبان محلی می نویسند و منتشر می کنند و می فروشند. سازمان غیردولتی "نیرانتار"[vi]ازسال 1993 با هدف ارتقای باسوادی و آموزش به منظور پیشرفت زنان در هند شروع به کار کرد.در سال2002" نیرانتار" زنانی با درجات متفاوتی از سواد و برآمده از بافتهای اجتماعی حاشیه ای همچون جوامع دالیت، کول و مسلمان برای کار کردن به عنوان روزنامه نگار گزینش کرد. این کارتمرینی برای باسوادی و نوشتن این افراد بود.

دو جایزه کنفسیوس برای باسوادی یونسکو نیز به پروژۀ توسعۀ زبان پاشائی افغانستان برای کوشش هدفمند جهت با سوادسازی افراد قوم پاشائی و آموزش سالانۀ بیش از هزار نفر از ایشان در کسب معاش، بهداشت عمومی ونیز آموزش تغذیه و دولت پادشاهی بوتان ،به جهت تلاش برای ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان از طریق آموزش زبان ملی ایشان ژونگخا ، داده شد. هردو به دلیل تلاش در جهت سوادآموزی به روستاییان در مناطق محروم روستایی و بخصوص گسترش سواد بین زنان و دختران.

تعریف باسوادی

می توان گفت باسوادی " توانایی خواندن، نوشتن، گوش دادن ، فهمیدن و صحبت کردن به یک زبان است." در مفهوم مدرن این کلمه اشاره دارد بر خواندن و نوشتن به میزانی که برای ارتباط برقرار کردن بسنده باشد یا در سطحی که به فرد اجازه دهد اندیشه های انتزاعی را درک کند و به فرد دیگری انتقال دهد.

یونسکو باسوادی را اینگونه بیان کرده است:"توانایی بر شناختن، فهمیدن، تفسیر کردن، خلق کردن، به دیگری منتقل کردن ، محاسبه کردن و استفاده از مواد نوشته و مکتوب در زمینه های متنوع و جور بجور. باسوادی زنجیره ای است از یادگیری در توانا ساختن افراد برای رسیدن به اهدافشان جهت پیشرفت دانش و استعدادشان و برای مشارکت جستن به طور کامل در زندگی اجتماعی شان."

[i] International Literacy Day

[ii] UNESCO King Sejong Literacy Prize

[iii] UNESCO’s Confucius Prizes for Literacy

[iv] Tin Tua

[v] Khabar Laharyia

[vi] Nirantar

نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 6:16 | لینک  | 

دادگاه سوم حوادث اخیر موسوم به رنگین افسوس من را برانگیخت.داستان  حسنک وزیر را یادتان هست؟ در کتاب ادبیات سال چهارم دبیرستان بود حسنک وزیر سلطان محمود غزنوی بود که پس از مرگ محمود تو سط برادرش مسعود غزنوی به جرم قرمطی گری به دار آویخته شد. هنوز به جرم قرمطی گری حسنک وزیرها بر دار می شوند. رسم همان رسم نخبه کشی است.
نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 2:13 | لینک  | 

سه بار متنی در مورد شکنجه تایپ کردم این بلاگفای لعنتی پراند. بس ای بلاگفا برو به جهنم. فردا منم از این جهنم تو می روم.
نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 0:43 | لینک  | 

ساز مخالف در مورد وزرای زن کابینه محمود احمدی نژاد تحلیل خوبی ارائه کرده است . نفس انتخاب وزیر زن همان چیزی است که همه طرفداران حقوق زنان دنبالش بودند چه اشکالی دارد که این کار -هرچند به سیاق احمدی نژادی- صورت گیرد در عوض وقتی بشود وزیر زن در یک حکومت اسلامی مثل ایران داشت حتمن می شود بیشتر از اینها در قوانین ضد زن اسلامی تجدید نظر کرد. 
نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 0:41 | لینک  | 

از بچگی هایم یک جوک در ذهنم مانده :

یک روز یک آدمی از جایی رد میشد یک تکه مخروطی شکل روی زمین دید شروع کرد با انگشت به آن زدن و انگشت را به دهان بردن که "این باقلی پلویَه، این زرشک پلویَه ، نه این خورشت قورمه سبزیَهو... "تا آخرین تکه که "اَه این اَنَه خوب شد پام روش نرفت"

حالا حکایت ما جماعت ایرانی است که جمهوری اسلامی را ذره ذره می خوریم و خودمونو گول میزنیم هنوز به تکه آخرش نرسیدیم که چه گوهی داریم می خوریم.

نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 4:23 | لینک  | 

شب است در تاکسی نشسته ام و از کوچه های قلهک می گذرم صدای الله اکبر می شنوم یاد چیزی

می افتم "سرود حیوانات انگلیس"و بعد هفت فرمان قلعه حیوانات:

1. هرچه دو پاست دشمن است.

2.هرچه چهار پاست یا بال دارد، دوست است.

3.هیچ حیوانی لباس نمی پوشد.

4.هیچ حیوانی بر تخت نمی خوابد.

5.هیچ حیوانی الکل نمی نوشد.

6.هیچ حیوانی حیوان کشی نمی کند.

7.همه حیوانات برابرند.

فرامین محو و فراموش شده اند. تنها دو فرمان تکرار می شود:هیچ حیوانی بی علت حیوان کشی نمی کند و همه حیوانات برابرند اما برخی برابرترند .
نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 0:57 | لینک  | 

نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 18:14 | لینک  | 

1.عجیب ملتی هستیم ما ایرانی ها .تمام دیروز و دیشب مناطقی از مرکز شهر(تخت طاووس تا ونک) پر  از گاردهایی بودند که مردم معترض و حتی عادی را کتک میزدند. از صبح در خانه بوده و اخبار را پی گیری می کردم فکر می کردم الان شهر حکومت نظامی است و پر از وحشت. اما شب که از سه ضرابخانه رد میشدم عده ای را دیدم که در پارک دور هم جمع شده اند و از جفت گیری دو سگ فیلم برداری می کنند و لذت می بردند. این مفهومش تضاد،  یا بی خیالی است؟ هر کسی هر جور می تواند فکر کند و زندگی کند ولی در چنین مواقعی ، چنین حرکاتی واقعاً انسان را متحیر می کند.

2.نتیجه انتخابات چیزی نبود که نتوان پیش بینی کرد. در همه انتخاباتی که تا کنون در این مملکت برگزار شده تقلب صورت می گرفته اما این انتخابات بزرگترین حسن را نسبت به بقیه داشت "پرده برداری از دروغ". خوب بود ملت را بازی میدادند و انتخابات را به دور بعد می کشاندند و آخر سر  همین نتیجه عاید میشد؟

نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 10:42 | لینک  | 

وقتی خاتمی کاندید ریاست جمهوری شد و قبل تر از آن چند سال پیش وقتی رفسنجانی کاندید انتخابات مجلس و بعد ریاست جمهوری شد و حالا هم موسوی ، باید این حرف حد اقل از طرف حقوقدانان زده می شد:

بعضی از مشاغل سیاسی به علت اثری که بر تاریخ یک مملکت و سرنوشت یک ملت میگزارند فقط یک بار می توان قبضه کرد و همان یک بار برای همیشه کافی است به همین دلیل دوره ریاست جمهوری 4 سال است و قابل تجدید برای 4 سال دیگر. در هیچ جایی از دنیا (تا آنجا که من خبر دارم و البته منهای چند کشور دوست و برادر که ریاست جمهوری مادام العمر می تواند انتخاب شود) هیچ کس پس از حداکثر دو دوره رئیس جمهور شدن دوباره نامزد ریاست جمهوری نمی شود بلکه معمولا به صورت مادام العمر عضو مجلسی معمولا عالی می گردند.  این قابل قبول است که تجارب آنها در یک مجلس عالی نظارتی مورد استفاده دولت قرار گیرد. مجلس سنا در امریکا یک مجلس عالی است که تمام ریاست جمهورهای پیشین عضو آن هستند. مجمع تشخیص مصلحت را می توان نمونه انگشتی! چنین مجلسی فرض کرد.

1. میر حسین موسوی هیچگاه رئیس جمهور نبوده ولی رئیس کابینه بوده است به همین دلیل تجربه قدرت دست اول را داشته است . ایشان در دوره نخست وزیری شان چه کار ارزنده ای انجام داده اند که بتوانند بدان ببالند و بنا بر آن بخواهند به ریاست جمهور برسند.

نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 23:44 | لینک  | 

دیدیم از رسانه ملی این جماعت بی خیال ایرانی را که دیده اند رئیس جمهور شدن بی نیاز از هرگونه علم ودانش و هنر است و از شیر خریدن راحت تر،  بی خیال صف شیر گشته به وزارت محترم کشور قدم رنجه نموده و خود را به عنوان جای گزین اصلح فردی با "نژاد احمدی "ثبت نامیدند. در این میان یکی از اهالی وبلاگستان نظر بنده در خصوص انتخابات را جویا شده که اعلام می کنم تا زمانی که آقایان دکتر(در طب اعم از عمومی و خصوصی) مهندس  و روحانی در این مملکت زندگی می کنند بهتر است رشته های دانشگاهی علوم سیاسی، حقوق، اقتصاد و علوم اجتماعی از دانشگاهها برداشته شوند و به جای انترنی  آقایان دکتر در شفاخانه هاو  واحدهای خاک شناسی و مقاومت بتون آقایان مهندس و مطالعه صاحب جواهر در حوزه ها چند واحد تقویتی جامعه شناسی ،مردم شناسی، مبانی سیاست و مبانی حقوق و مبانی اقتصاد و اصول روابط بین الملل به عنوان دروس عمومی به ایشان اجبار گردد تا دو هدف تامین گردد، یک: در آینده روسای جمهورمان الفبای زمامداری را آموخته باشند . دو: دیگر بیکاره ای با مدرک دکتری علوم سیاسی و حقوق و روابط بین الملل روی دستمان باد نکند. 

نوشته شده توسط فریبا جعفری در ساعت 1:49 | لینک  |